بروشور شماره 3
(قبلا این بروشورها به مناطق ارسال شده است.)
بروشور3
نكات چالش دار درس 3و2 از كتاب عربي2
نكته 1: افعال خمسه اعراب فرعي به حروف (نيابي) دارند(يذهبانِ – تذهبانَ– يذهبونَ– تذهبونَ – تذهبينَ)كه علامت اعراب آن در حالت مرفوع ثبوت نون اعراب است و در حالتهاي منصوب و مجزوم حذف نون اعراب است .
نكته2:حالتهاي مختلف اعراب أب و أخ:1- اگر مضاف واقع نشونداعرابشان اصلي است .مثال :جاء أبٌ . 2- اگر به صورت جمع مكسر(آباء – إخوان – إخوة )بيايند اعرابشان اصلي است . مثال: رايتُ إخوانَ. 3- اگر به صورت مثني
( أبوانِ- أبوينِ – أخوانِ - أخوينِ ) بيايند اعرابشان فرعي به حروف است وزيرمجموعه ي اسم مثني به حساب مي آيد يعني در حالت مرفوع «الف» و در حالتهاي منصوب ومجرور«ي» مي گيرند.
مثال : جاء أبوان:فاعل و مرفوع به فرعي« الف » 4- اگر به ضميري جزء «ي» وصل شوند اعرابشان فرعي به حروف است. مثال : جاء أبوك
5- اگر به ضمير«ي» وصل شوند اعرابشان تقديري است مثال : جاء أبي .
نكته 3 : در جملات دعائي و نفرين فعل ماضي به صورت مضارع ترجمه مي شود. مثال : رضي الله عنك : خداوند از تو راضي باشد . (عربي 2 رياضي ص 12) لعن الله عنه : خداوند او را لعنت كند.
نكته4: هرگاه «لمّا» بر سر فعل ماضي بيايد قيد زمان ترجمه مي شود و مفعول فيه مي شود و اسم است ولي هرگاه «لمّا » بر سر مضارع بيايد معمولا حرف جازمه است. مثال : فلمّا أشعله : اسم (عربي 2 رياضي ص 14)
لمّا يذهب عليٌ الي المدرسه : حرف جازمه گاهي لمّا به عنوان حرف استثناء به معني الّا مي آيد كه بر سر جمله اسميه وارد مي شود . مثال : « إن كُلُّ نفسٍ لمّا عليها حافظ» (سوره طارق آيه 4)
نكته5: «إليك» اسم فعل است كه به صورت فعل ترجمه مي شود و براي خود فاعل و مفعول مي پذيرد.
مثال : إليك بعضَ هذه الآيات : إليك : اسم فعل به معني« خُذْ»
فاعل أنت مستتر، بعض:مفعول به براي اسم فعل إليك
إليك مي تواند به يكي از صورتهاي زير بيايد :
1- مركب ازحرف جر«إلي» وضميرمخاطب «كَ»
2- اسم فعل امر :
الف : اسم فعل به معني «تنحَّ» و « ابتعد» كه در اين صورت فعل لازم بوده و غالباً همراه جار و مجرور مي آيد . مثال : إليكَ عنّي .
ب : اسم فعل به معني «خُذْ» كه در اين صورت اسم بعد از آن مفعول و منصوب خواهد بود .
نكته6: گاهي از مواقع اسم فاعل به صورت فعل ترجمه مي شود مثال : الأمة الإسلاميّة هي امة سائرة نحو الكمال و الرشد : امت اسلامي همان امتي است كه به سمت كمال ورشد حركت مي كند
(عربي2 رياضي ص 27) نقش كلمه «نحو» در اين عبارت ظرف و منصوب بالفتحه مي باشد . اگركلمه «نحو» به اسمي كه به مكان دلالت مي كند اضافه شود نائب ظرف مكان مي شود. مثال : تَوَجَّهتُ نحوَ المدرسة اما اگر به اسمي كه به زمان دلالت مي كند اضافه شود نائب ظرف زمان خواهد بود. مثال : زُرتكَ نحو الساعة الثامنة .
نكته7: «ذات» در عبارت «ذات يومٍ رأي في الطريق منظراً عجيباً» جانشين ظرف زمان و منصوب است . «ذات» در معني «صاحبة» مونث «ذو» مي باشد و مثناي آن «ذواتان» و جمع آن «ذوات» بوده و بر حسب جايگاهش در جمله نقش مي پذيرد و در اين عبارت چون براي ظرف زمان مضاف شده جانشين ظرف زمان و منصوب است .
نكته8: در عبارت «فما متاعُ الحياة الدنيا في الآخرة الّا قليلٌ» ما : نفي متاعُ : مبتدا
قليلٌ : خبر مي باشد( عربي 2 رياضي ص 31)
ماي شبيه به ليس با شرايطي عمل مي كند و چنانچه شرايط آن وجود نداشته باشد ديگر عمل نمي كند و صرفاً «ما» نفي ناميده مي شود.
شرايط عمل كردن آن عبارت است از :
1- پس از «ما» لفظ «إنْ» نيامده باشد.
2- خبرش بر اسمش مقدم نشود.
3- نفي آن با «الّا» شكسته نشود.
نكته 9: لفظ« فقط» در « إنَّ الرأي لا يَتَحقّق بالكلام فقط.» «فاء» تزيين لفظ و «قط» اسم فعل مي باشد.
(عربي 2 رياضي ص 17)
گروه عربي اداره كل آموزش و پرورش شهر تهران
(آذر 90)